به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






*غصه نخور آقا...*

*غصه نخور آقا...*

سلام مولا..!
سلام الحجة ابن الحسن...

غصه نخور آقا...غصه ی جوانان سرزمینم را نخور...


غم شان کم غمی نیست‍ـــ

ای پدر و مادرم به فدایت❤️
به جانِ منِ ″لا اُبالی″ هنوز هم هستند جوانانی که آرزوی شـــهـــــادت دارند...

و
    ❣در آرزوی نوشیدن
        شربت شیرین شهادت
         با دشمن میجنگند...❣

هنوز هم هستند مردانی که به جای Level های ″کلش اف کلنز″ ٬ در حال طی کردن مراحل دفاع از ✳️حرم✳️ اند...

و اکثرشان هم ٬ به آخرین مرحله رسیده اند.... *آخــریــن مــرحــلــه*

همان مرحله ای که با دست پیامبرشان شربت شهادت می نوشند...و سعادت دنیا و آخرت از آن شان میشود...❣❤️

غصه نخور آقا...هنوز هم هستن دختران با حیایی☺️ که چادر و حجب و حیا را ملکه ی ذهن خود قرار داده اند...✍

هنوز هم هستند آن بنده های مخلصی که سر نمازهایشان..چه عشاء باشد چه مغرب ٬ از عشق به ″الله″ گونه هایشان خیس میشود...

و هنوز هم پیدا میشود مقدس فرشته هایی را که خجالت میکشند با نامحرمی ٬ چشم در چشم شوند..
چون

↙️
    حیا دارند..!
                      ↗️

و هنوز هم هستند ۱۳ ساله هایی که به عشق شهادت بسیجی میشوند و خدمت میکنند...

و هنوز هم هستند آن هایی که از ته دلشان میگویند...:


*الــــــلــــــهــــمـ*★
*عــــــجــــــــــلـــــ*٭
*لــــولـــــیـــــک*★
*الــــــفــــــرجـــ*٭


غصه نخوری دیگر...
باشد...؟؟؟
.
.
.
#خادم_شما





منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

عرش زیـر پــایـت، برایـت بهشـت می شـود

عرش زیـر پــایـت، برایـت بهشـت می شـود

 وقتی کـه

گـآمـ هـایـت را بـا وِقــار روی آن می نهی. .

و با هر وزشِ چــادرت ؛

 عطـرِ ِخـُـدا را در فضـا می پراکنی . . .

بــانو؛ تو و وقـارَت ،

مصـداق ِ " فَتَبـارکَ اللهُ احسَنَ الخـالقین" ایـد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بانـــوے‌‌ ایـــرانے ....

بسمه تعالی
.
.
بانـــوے‌‌ ایـــرانے ....
.
تو وقتے‌‌ زیبا میشوے‌‌ که حجاب در ظـــاهرت
و حیا در قلب و باطـــنت نمایان باشد❤️
.
میدانے‌‌ ⇣
↶ به اشتراک گذاری عکس هاے‌‌ شخصے‌‌
↶  و صمیمیت هاے‌‌ ممنـوعـــه
↶  و لایک هاے‌‌ بـــدون توجـــه
↶  و زیـــر پـــا گـــذاشتن ارزش ها و...
↶ در تلگرام و اینستاگرام و هـــزار برنـــامه ے‌‌ دیـــگر...
↶ ذره ذره حیـــا را در وجـــود تـــو از بیـــن مے‌‌‌بـــرد...
.
بانویایرانی بـــاور کن
↲ تو با حیـــا و حجـــابت
عزیـــزتـــرینـــے ⇣
‌‌ براے‌‌ خدا ...
.
✔️ خودت را با حجابت حفظ کن بانو .
.
✔️ و یادت باشد برای بعضی ها در شهر
.
✔️ چشم ها بزرگتر و گرسنه تر از معده ها ست!
.
✔️ آری گل باش
.
✔️ همانگونه که برای آن آفریده شده ای
.
✔️ اما بدان و یقین دار ، گلی که در کوچه های شهر دلبری کند ⇣
سرآخر نصیب دست بی مهر رهگذر خواهد شد .
.
✔️ وعاقبت زود هنگامش ، دو کوچه آنطرف تر شاید
.
✔️ به روی خاک خواهد بود!
.
✔️ گل باش بانوی شهر من
.
✔️ و میان حجاب غنچه ات بمان ...
.
✔️ و بدان که گل ، گل است ...
.
✔️ حتی اگر میان حجابش تا همیشه غنچه بماند
.
✔️ و از تمام نگاه های شهر تا ابد رو بگیرد
.
✔️ خودت را با حجابت حفظ کن بـانـو ...
.
.
پ.ن:
 بانوی زیبای کشورم...
↲زیر باران باش
↲ و بگذار که باران نگاه رحمت حق تو را در آغوش گیرد
↲ و نه آن سیل بی رحم چشمهای دوره گرد
↲ که لطافت و پاکی تنت را با خودش خواهد برد ...
.
خودت را با حجابت حفظ کن بانو
.
.
.
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یا زهرای اطهر



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

چــادر

باشه میخوای چادرت رو بذاری کنار بذار، حرفی نیست...

اما قول بده دیگه از این جلوتر نری

خیلیا به این بهونه که چادر گرمه سخته خودشونو گول زدن...

اول شد حجاب کامل بدون حجاب
بعد یکم روسری شل شد
بعد ارایش بیش تر شد
بعد مانتو تنگ شد
بعد رنگا جیغ شد
بعد ....


این نفس اماره ول کن ماجرا نیست...

اللهم انّی اعوذ بک من نفسٍ لا تشبَع
خدایا پناه می برم به تو از این نفس که هیچ وقت سیر نمیشه



منبع این نوشته
برچسب ها : شدبعد ,
اشتراک گذاری مطلب

همسر شهید،میثم نجفی

#مـــذهبے_ها_عــاشق_ترند

بار اول که خیره شدم تو صورتش ،
وقتی بود که انگشتر فیروزه شو
کردم دستش سر سفره ی عقد.
نذر کرده بودم قبل ازدواج ،به هیچ کدوم از خواستگارام نگاه نکنم تا خدا خودش یکی رو واسم پسند کنه...
حالا اون شده بود جواب  مناجاتای من...
مثه رویاهای بچگیم بود. ☺️
با چشایی درشت و مهربون و مشکی...

هر عیدی که میشد،
▪️میگفت بریم النگویی، انگشتری ،چیزی بگیرم برات.
▫️میگفتم:
"بیشتر از این زمین گیرم نکن.
چشات به قدر کافی بال و پرمو بسته..."

عاشق کشی،دیوانه کردن مردم آزاری ،
یک جفت چشم مشکی و اینقدر کارایی؟

میخندید و مجنونم میکرد.
دلش دختر میخواست.
دختری که تو سه سالگی،با شیرین زبونی صداش کنه ،بابا...
یه روز با یه جعبه شیرینی اومد خونه،
سلام کرد و نشست کنارم.☺️
دخترش به تکون تکون افتاد.
مگه میشه دختر جواب سلام بابا رو نده.
لبخندی کنج لباش نشست.☺️
از همون لبخندای مست کننده اش.
یه  شیرینی گذاشت دهنم...!

▫️گفتم: "خیره ایشالا!"

▪️گفت: "وقتش رسیده به عهدمون وفا کنیم"

اشکام بود که بی اختیار میریخت...

"خدایایعنی به این زودی فرصتم تموم شد؟"

نمی خواست مرد بودنشو با گریه کم رنگ کنه.
ولی نتونست جلو بغضشو بگیره...

▪️گفت:"میدونی اگه مردای ما اونجا نمی جنگیدن،اون جونورا،به یزد و کرمان هم رسیده بودن وشکم زنان باردارمونومیدریدن؟!

میدونی عزت تو اینه که مردم بیرون از خاکشون واسه امنیتشون بجنگن..؟"

▫️گفتم:"میدونم ولی تو این هیاهوی شهر
که همه دنبال مارک و ملک و جواهرن،
کسی هست که قدر این  مهربونیتو بدونه؟"

باز مست شدم از لبخندش...

▪️گفت:\"لطف این کار تو همینه...\"

تو تشییعش قدم که بر میداشتم ،
و حالا که رو تخت بیمارستان،
رقیه شو واسه اولین بار دادن دستم،
همون جمله رو زیر لب تکرار میکنم...

همسر شهید،میثم نجفی




منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

خواهرم،بیداری؟

خواهرم،بیداری؟

بی قرارم اینک...

پشت خطم وصلی؟


خواهرم باتو سخن میگویم!


اگر آقای غریبم آید و بگوید: دختر!!


این همه پشت در غیبت اگر من ماندم

این همه ندبه غربت خواندم...

همه اش وصل به گیسوی تو بود

چه جوابی داری؟؟

اگر آقای غریبم آید وبگوید:دختر!

برسر عشق خیالی که تو کردی آواز

من ندارم سرباز..
.
چه جوابی داری؟؟؟

همگی سد ظهور گل زهراشده ایم

@hejabzahra12



منبع این نوشته
برچسب ها : آقای غریبم ,
اشتراک گذاری مطلب

♥️حراج زیر قیمت..♥️


♥️حراج زیر قیمت..♥️

اينها را مي بينـﮯ؟

نه مانكن اند

نه عروسك

اين ها مثل من و تو‼️

قلــب دارند

قلبـﮯ كه پشت اين شيشه ها ديگر نمي تپد

روح دارند

روحـﮯ كه به جاي پرواز ، پشت اين شيشه ها حبس مـﮯ شود

اينجا فقط يك چيــز كم دارد

آن هم يك جـــارچـﮯ

كه بگويد

حراج است حـــــــــــــرآج!

حــــــــــ‼️ــــــراج



منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

رمان بدون تو هرگز ( زندگینامه شهید سید علی حسینی)

قسمت آخر رمان در ادامه مطلب

 

 

داستان زندگی شهید سید علی حسینی و دخترشون سیده زینب حسینی خیلی قشنگ و شیرین بود داستان واقعی که تو دوره زمونه ما اتفاق افتاده و هنوز شخصیت این داستان در میان ما حضور دارن .

خانم زینب السادات حسینی تو کشور انگلیس با اون وضع بی حجابی تونستن ایمانشون رو حفظ کنن و به خطر مسائل دیگه از ایمانشون نگذشتن این خیلی برام جالب بود تو دوره زمونه ای که فرد به خاطر دنیا از دین و ایمانش میگذره این کار خانم حسینی خیلی قشنگ بود و هست.

دیگه اینکه زینب خانم وسیله ای بودن که اقای دکتر دایسون منقلب بشن و هدایت بشن و مسلمان بشن البته منش و اخلاق سرکار خانم و استواریشون بر روی اعتقادات اقای دکتر رو وادار به تحقیق در مورد دین اسلام میکنه در کشوری که اینهمه هجمه برای اسلام ستیزی هست سرکار خانم حسینی اسلام واقعی رو با رفتارشون به دیگران نشون میدن تا جایی که دکتر متخصص با اونهمه افکار ضد دین و خدا  به سمت اسلام رهنمون بشن.

امید که ما هم به اندازه خودمون هم در حفظ ارزشها و اعتقاداتمون محکم و استوار باشیم وبا هر بادی نلرزیم وهم  با پایبندی و عمل به اسلام (چرا که ایمان تنها کافی نیست بلکه ایمان با عمل صلح هست که باعث رستگاریست) وسیله ای برای هدایت دیگران و نرم شدن دلها برای خداوند متعال باشیم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است